میدونی ی روز ی دیوانه ازش سوال میشه ک میتونی با خدا حرف بزنی میگه:اره

 

میگن خب بگو،ی نگاه ب اسمون میکنه میگه:

 

-ها چیه؟

 

-فک کردی کم میارم؟

 

+خیال باطل 

 

تا اینو میگه زلزله میاد تو همین هین از اونجا فرار میکنه میره!

 

چند ماه بعد معتاد میشه باز میبرنش مرکز اونجا بازم میگن با خدا حرف بزن،میگه:

 

-اقای قاضی دیدی هنوز سرپام اینطوری نمیشه ی ضربه کاری بزن!

 

وقتی برای انتقال میبردنش تو خیابون ی ۱۸ چرخ زیرش میکنه!

 

میبرنش بیمارستان و دکترش میگه که ی چند دقیقه زنده است! :(

 

مامور میگه:لعنتی حداقل ی چیز بگو خدا راحت بکشتت!

 

رو میکنه سمت اسمون و با لبخند و گریه میگه:

 

+چیشد همش همین بود!

 

و تمام

 

اسکی ممنوع...😈

 

💢🔥💢اسکی پیگرد هکری و پخش اطلاعات داره!گفته باشم!💢🔥💢

 

نظر یادتون نره✌👆👆

 

نویسنده : خفگی